آزمایشگاه فرگشت
آزمایشگاه فرگشت (تکامل)
فرگشت فقط ماجرایی مربوط به گذشتههای دور نیست؛ همین حالا هم در جریان است: در بیمارستانها، در جنگلها و در هر بچهای که به دنیا میآید. شش آزمایش را خودت انجام بده، بعد ببین وقتی دانشمندان همین آزمایشها را در واقعیت انجام دادند چه شد.
1 · باکتری در برابر آنتیبیوتیک
باکتری در برابر آنتیبیوتیک
باکتریها از دو لبهی یک ظرف به سمت داخل پخش میشوند. هر نوار، رو به مرکز، ده برابر نوار قبلی آنتیبیوتیک دارد. باکتری نمیتواند در نواری رشد کند که در برابرش مقاوم نیست. اما هر بار که تقسیم میشود، احتمال کوچکی برای جهش هست، و برخی جهشها فرزندانش را کمی مقاومتر میکنند.
- نسلها
- 0
- دورترین نوار فتحشده
- بیدارو
- سطحهای مقاومت
دکمهی پخش را بزن. هر رنگ یک سطح مقاومت است. ببین پیشروی کجا متوقف میشود و کجا یک جهشیافتهی تنها راه را باز میکند.
آزمایش واقعی
در سال ۲۰۱۶ گروهی در هاروارد ظرفی غولپیکر به ابعاد ۱۲۰ در ۶۰ سانتیمتر ساختند، با نوارهایی از آنتیبیوتیک تریمتوپریم که غلظتش رو به مرکز ده برابر میشد، تا هزار برابر دوزی که معمولاً جلوی رشد باکتری اِشِریشیا کُلی را میگیرد. باکتریهایی که در لبهها رها شده بودند، در کمتر از دو هفته با فرگشت خودشان را به نوار مرکزی رساندند و دوربینی همهی این مراحل را فیلمبرداری کرد. نکتهی شگفتانگیز: مقاومترین جهشیافتهها همیشه برنده نشدند؛ گاهی پشت همسایههایی گیر افتادند که کندتر رشد میکردند و مقاومت کمتری داشتند.
چرا مهم است: مصرف بیرویهی آنتیبیوتیک همین آزمایش را در مقیاس جهانی تکرار میکند. هر بار مصرف، به باکتریهایی برتری میدهد که میتوانند از آن جان سالم به در ببرند.
طولانیترین آزمایش فرگشت
در ۲۴ فوریهی ۱۹۸۸، ریچارد لنسکی ۱۲ فلاسک یکسان از باکتری اشریشیا کلی را راه انداخت. هر روز کمی از هر کشت به غذای تازه منتقل میشود؛ یعنی حدود ۶٫۶ نسل در روز. در اوت ۲۰۲۴ جمعیتها از ۸۰ هزار نسل گذشتند؛ بیش از شش برابر همهی نسلهایی که گونهی ما تا امروز زیسته است. نزدیک نسل ۳۱ هزارم، یکی از جمعیتها توانایی تازهای پیدا کرد: تغذیه از سیترات؛ مادهای که اشریشیا کلی معمولاً در حضور اکسیژن نمیتواند از آن استفاده کند.
چرا اینقدر سریع؟ اشریشیا کلی در شرایط خوب میتواند تقریباً هر ۲۰ دقیقه یک بار تقسیم شود.
پژوهشها:Baym et al. 2016, Science ↗Blount et al. 2008, PNAS ↗Good et al. 2017, Nature ↗E. coli long-term evolution experiment ↗مقاومت آنتیبیوتیکی ↗
2 · پرنده شو
پرنده شو
بیدهای فلفلی روزها روی تنهی درختان مینشینند. بیشترشان روشن و خالخالاند؛ تعداد کمی جهشی دارند که آنها را سیاه میکند. تو پرندهای گرسنه هستی: روی هر بیدی که میبینی کلیک کن. بازماندهها تخم میگذارند و بچههایشان شبیه پدر و مادرشان میشوند.
آزمایش واقعی
این واقعاً اتفاق افتاد. نخستین بید فلفلی سیاه در سال ۱۸۴۸ در منچستر ثبت شد. با سیاه شدن درختان از دودهی زغالسنگ، بیدهای سیاه بهسرعت زیاد شدند و تا سال ۱۸۹۵ حدود ۹۸ درصد بیدهای اطراف منچستر سیاه بودند. پس از تصویب قانونهای هوای پاک در دههی ۱۹۵۰، تنهی درختان دوباره روشن شد و بیدهای سیاه کمیاب شدند. در سال ۲۰۱۶ ژنشناسان خود جهش را پیدا کردند: تکهای از «دیانای جهنده» که درون ژنی به نام کورتکس جا گرفته بود؛ به احتمال زیاد حدود سال ۱۸۱۹.
اما آیا واقعاً کار پرندهها بود؟
زیستشناسی به نام مایکل ماجروس برای پاسخ قطعی به این پرسش، در طول شش سال ۴۸۶۴ بید را رها کرد و تماشا کرد پرندهها کدامها را میخورند. روی تنهی تمیز درختان امروزی، پرندهها بیدهای تیره را بیشتر خوردند؛ آنقدر بیشتر که ناپدید شدن بیدهای سیاه را توضیح میدهد.
پژوهشها:van't Hof et al. 2016, Nature ↗Cook et al. 2012, Biology Letters ↗Peppered moth evolution ↗انتخاب طبیعی ↗
3 · مخلوطکن ژن
مخلوطکن ژن
هر بچه نیمی از ژنهایش را از پدر و نیمی را از مادر میگیرد، اما اینکه کدام نیمه، به شانس بستگی دارد. با دو موجود خیالی آشنا شو که هر کدام دو نسخه از پنج ژن دارند. حرف بزرگ یعنی ژن غالب: یک نسخه از آن کافی است تا ویژگیاش دیده شود. روی هر حرف بزن تا ژنهای پدر یا مادر را عوض کنی.
والد الف
والد ب
فرزند
تو یکی از حدود ۷۰ تریلیون ترکیب ممکنی
هر یک از پدر و مادرت ۲۳ جفت کروموزوم داشتند و از هر جفت، یکی را بهطور تصادفی به تو دادند. یعنی از هر کدام ۲ به توان ۲۳، یا ۸٬۳۸۸٬۶۰۸ ترکیب ممکن، و برای یک زوج حدود ۷۰ تریلیون ترکیب؛ آن هم پیش از آنکه کروموزومها تکههایی را با هم عوض کنند (کراسینگاوور) و این عدد را بارها بزرگتر کنند. افزون بر این، هر بچه با حدود ۷۰ جهش کاملاً تازه به دنیا میآید که هیچکدام از پدر و مادرش نداشتند.
گرگور مندل این قاعدهها را در دههی ۱۸۶۰ کشف کرد؛ با کاشتن و آمیختن حدود ۲۸ هزار بوتهی نخود در باغ یک صومعه. تا سال ۱۹۰۰، یعنی شانزده سال پس از مرگش، کسی به اهمیت کارش پی نبرد.
پژوهشها:Jónsson et al. 2017, Nature ↗قوانین مندل ↗کراسینگاور ↗گرگور مندل ↗
4 · سهرههای داروین
سهرههای داروین: آبوهوا دست توست
پیتر و رُزمری گرانت دهها سال در جزیرهی کوچک دافنه ماژور در گالاپاگوس تقریباً همهی سهرهها را گرفتند، اندازه گرفتند و زیر نظر داشتند. اینجا آبوهوای هر سال را تو تعیین میکنی. آبوهوا تعیین میکند چه دانههایی باقی بماند و دانهها تعیین میکنند کدام منقارها زنده بمانند.
مدل سادهشده: زنده ماندن بستگی دارد به اینکه منقار چقدر با دانههای باقیماندهی آن سال جور است، و ضخامت منقار با وراثتپذیری ۰٫۷۵ به ارث میرسد، نزدیک به آنچه گرانتها اندازه گرفتند. پخش سالهای واقعی ترتیب سالهای مهم را دنبال میکند، اما عددها شبیهسازیاند.
آزمایش واقعی
در سال ۱۹۷۷ فقط حدود ۲۴ میلیمتر باران در دافنه ماژور بارید. دانههای ریز و نرم تمام شد و بیشتر سهرههای زمینی میانهی جزیره مردند. بازماندگان بیشتر پرندههای درشتی با منقارهای ضخیم بودند که میتوانستند دانههای درشت و سخت گیاه خارخسک را بشکنند. منقار جوجههایشان حدود ۴ درصد ضخیمتر از جمعیت پیش از خشکسالی بود: فرگشتی که با کولیس اندازه گرفته شد، در فاصلهی تنها یک نسل.
بعد جهت فرگشت برگشت
بارانهای النینیوی ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ جزیره را پر از دانههای ریز کرد و در سالهای بعد، منقارهای کوچکتر موفقتر بودند. در سال ۱۹۸۲ چند سهرهی زمینی بزرگ در جزیره ساکن شده بودند. در خشکسالی ۲۰۰۴ آنها دانههای درشت را گرفتند و منقار سهرههای زمینی میانه کوچکتر شد: قویترین تغییر فرگشتی که گرانتها در ۳۳ سال ثبت کردند. در سال ۲۰۱۶ ژنشناسان این تغییر را به ناحیهای ژنی به نام HMGA2 ربط دادند. درس گرانتها پس از ۳۰ سال این بود: فرگشت در کوتاهمدت پیشبینیپذیر است و در درازمدت نه، چون آبوهوا پیشبینیپذیر نیست.
پژوهشها:Boag & Grant 1981, Science ↗Grant & Grant 2002, Science ↗Grant & Grant 2006, Science ↗Lamichhaney et al. 2016, Science ↗سهرههای داروین ↗
5 · اهلی کردن روباه
یک روباه اهلی پرورش بده
در سال ۱۹۵۹ دمیتری بلیایف، ژنشناس شوروی، آزمایشی را در سیبری آغاز کرد. از میان روباههای نقرهای مزرعههای پوست، فقط آرامترین و دوستانهترینها اجازهی بچهدار شدن داشتند. حالا پرورشدهنده تویی: والدین هر نسل تازه را انتخاب کن و ببین در این میان چه چیزهای دیگری عوض میشود.
مدل سادهشده: اهلی بودن به ژنهای بسیار و به شانس بستگی دارد. لکههای سفید، گوشهای آویزان و دمهای پیچدار بهندرت پیدا میشوند و در روباههای اهلی کمی بیشتر، همانطور که در آزمایش دیده شد؛ اینکه چرا، هنوز محل بحث است.
آزمایش واقعی
در آزمایش واقعی کمتر از ۱۰ درصد هر نسل والد میشدند. در نسل چهارم، نخستین تولهها برای آدمها دم تکان دادند. «نخبهها»، یعنی روباههایی که مثل سگ دنبال آدمها میروند، ناله میکنند و میلیسند، در نسل ۶ فقط ۱٫۸ درصد تولهها بودند، در نسل ۱۰ هجده درصد، در نسل ۲۰ سیوپنج درصد و در نسل ۳۰ چهلونه درصد. تا سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ تقریباً همهی جمعیت نخبه شده بود و سطح هورمون استرسشان به یکسوم روباههای معمولی مزرعه یا کمتر رسیده بود.
گوشهای آویزانی که کسی انتخابشان نکرد
فقط رفتار انتخاب میشد، اما پس از ۸ تا ۱۰ نسل لکههای سفید «ستارهای» پیدا شد و برخی روباهها گوشهای آویزان و دم پیچدار پیدا کردند؛ ویژگیهایی که در بسیاری از جانوران اهلی دیده میشود. بلیایف باور داشت که انتخاب فقط بر پایهی اهلی بودن، روشن و خاموش شدن ژنها را در دوران رشد تغییر میدهد. این ایده امروز محل بحث است: در سال ۲۰۲۰ پژوهشگران نشان دادند روباههای بلیایف از مزرعههای پوست در شرق کانادا آمده بودند، جایی که دهها سال پرورش داده شده بودند، و استدلال کردند که در نتیجههای این آزمایش اغراق شده است. در سال ۲۰۱۸ ژنوم روباه نواحیای را نشان داد که با رفتار اهلی و پرخاشگر پیوند دارند.
پژوهشها:Trut et al. 2009, BioEssays ↗Kukekova et al. 2018, Nature Ecology & Evolution ↗Lord et al. 2020, Trends in Ecology & Evolution ↗روباه نقرهای اهلی ↗
6 · جهان خودت
جهان خودت را بساز
اینجا موجودات خیالی کوچکی زندگی میکنند. غذا میخورند، فرار میکنند، پیر میشوند و بچهدار میشوند. هر کدام چهار ژن دارد، برای اندازهی بدن، سرعت، رنگ و پوشش مو، و آنها را با تغییرهای تصادفی کوچکی به فرزندانش میسپارد. هیچکس آنها را طراحی نمیکند. جهانشان را عوض کن و تماشا کن انتخاب طبیعی چطور دوباره شکلشان میدهد.
اینها را امتحان کن
- زمین را شن روشن کن و شکارچیها را زیاد کن. کمی صبر کن و بعد زمین را گدازهی تیره کن. رنگ موجودات چه میشود؟
- عصر یخبندان را شروع کن. کدامها زنده میمانند، پرموها یا کمموها؟ بعد گرمای بیابان را امتحان کن.
- غذا را از فراوان به کم تغییر بده و نمودار جمعیت را تماشا کن. این جهان چند موجود را میتواند سیر کند؟
- دکمهی «از نو» را بزن و فقط تماشا کن. موجودات اول اندازه و سرعت متوسطی دارند. اندازه و سرعت خودبهخود کجا ثابت میشوند، و چرا؟
این یک شبیهسازی است، نه یک زیستبوم واقعی، اما همان سه قاعدهی زندگی را دنبال میکند: گوناگونی، وراثت، و نابرابری در زنده ماندن و تولیدمثل.
هر ژنی بهایی دارد
بدن بزرگتر را شکارچی سختتر از پا درمیآورد، اما غذای بیشتری لازم دارد. سرعت به فرار و پیدا کردن غذا کمک میکند، اما انرژی میسوزاند. مو در برابر سرما محافظت میکند، اما در بیابان باعث گرمازدگی میشود. استتار فقط روی زمین مناسب کار میکند. انتخاب طبیعی هرگز موجود کامل را پیدا نمیکند؛ مصالحهای پیدا میکند که با جهانِ همین حالا جور باشد. جهان که عوض شود، مصالحه هم عوض میشود.
هیچ چیز اینجا برای فرگشت برنامهریزی نشده
در کد هیچ دستوری مثل «تیرهتر شو» یا «مو دربیاور» نیست. فقط گفته شده موجودات چطور حرکت میکنند، غذا میخورند، بهای بدنشان را میپردازند، شکار میشوند و تولیدمثل میکنند، با خطاهای کوچک در نسخهبرداری. هر روندی که در نمودارها میبینی فقط از همین پدید میآید، و این دقیقاً حرف داروین است.
بیشتر بدان:انتخاب طبیعی ↗استتار ↗